امروز

جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۳۵ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

فیلم کولیا / KOLYA: در سال ۱۹۸۹، پراگ‌ قرار است شاهد تغییر و تحولات عظیمی باشد. اما ذهن ̎فرانتیشک لوکا̎ (ازدنیک سوارک) را دغدغه‌هائی دیگر مشغول کرده است. او که خاک‌سپاری‌ها کشیده و آرزویش خرید اتومبیل کوچکی است تا دیگر مجبور نباشد ساز سنگین خود را به این سو و آن سو بکشد.

فرصت جامه عمل پوشاندن به رویایش، از سوی گورکنی دل‌سوز پیش می‌آید که به او پیشنهاد می‌کند در برابر ازدواج با ̎فرانتیشک̎ در نهایت به ازدواج رضایت می‌دهد. زن به جواز اقامتش می‌رسد و ̎فرانتیشک̎ صاحب اتومبیلش می‌شود.اوضاع بر وفق مراد پیش می‌رود که ناگهان عزیمت از دیدگاه مقامات چک مشکوک به‌نظر می‌رسد ولی ̎فرانتیشک̎، دل مشغولی‌های بزرگ‌تری دارد. زنش، بچه پنج ساله خود، ̎کولیا̎ (شالیمون) را پشت سرگذاشته که حالا ̎فرانتیشک̎ باید مسئولیت نگه‌داری از او را بر عهده بگیرد…
● کولیا فیلم هوشمندانه و ظریفی است که به تأثیر تحولات تاریخی بر زندگی آدم‌های عادی می‌پردازد. فیلم به نحوی جذاب مشکلات زبان و ارتباط را بین چک‌ها و روس‌ها بررسی می‌کند، ̎برادران̎ی که به‌رغم کراهت متقابل‌شان باید در کنار هم زندگی کنند. مرکز ثقل فیلم شالیمون، پسر بچه پنج ساله مسکوئی است که بازی درخشان و پر زیر و بمی دارد و در کنار ازدنیک سوارک بازیگر و فیلم‌نامه‌نویس کولیا، لطف خاصی به فیلم می‌بخشد.

پراگ. «فرانتيشک لوگا» (از دنيک سوراک) که زماني ويولن سليست معروفي بوده و حالا کارش به نوازندگي در مراسم ترحيم و خاک سپاري ها کشيده شده، ناچار مي شود سرپرستي کودکي پنج ساله به نام «کوليا» (شاليمون) را به عهده بگيرد…

 

 

امنيت در رابطه مى تواند حال همه ما را خوب كند، آنقدر خوب كه بتوانيم همه قرص هاى نسخه شده #روان_پزشكى مان را دور بريزيم و خيالمان تخت باشد. که بود و نبودمان براى كسى مهم است، كسى كه دوستمان دارد و دوست اش داريم و به اين راحتى ها تركش نمى كنيم و ترك نمى شويم، كسى كه جهانمان را امن تر مى كند.

مادرِ كوليا، پسر پنج ساله فيلم، ترك اش مى كند، مادر بزرگ اش ميمرد و مراقبت از او مى افتد گردن ناپدرى او (لوكاس) لوكاس مرد پنجاه و پنج ساله مجردى است كه بيشتر وقت اش صرف خوش گذرانى مى شود و موسيقى. و نگهدارى از يك پس پنج ساله روسى (زبان مشترك ندارند، پدر و پسر به يك زبان حرف نمى زنند) در مخيله اش هم نمى گنجد.

فيلم روايت جذاب شكل گيرى رابطه ميان اين پدر و پسر دور و غريبه است. سه صحنه كليدى و بسيار تاثير گذار نقطه عطف رابطه اند، صحنه اول، همين صحنه است كه ويديو اش را مى بينيد، در اين صحنه پرستار بيمارستان اطلاع مى دهد كه مادربزرگ مرده است، پسرك تا اينجا در مقابل رابطه نزديك مقاومت كرده، چون گمان مى كرده قرار است به زودى برگردد بيش مادر بزرگ:

+چرا مادر بزرگ رو نديديم؟

-چون خواب بود و ما بيدارش نكرديم

نگاه كنيد كه چقدر قشنگ به تقليد از علائم راهنمايى و رانندگى دست پدر ناتنى اش را مى گيرد!

صحنه دوم، زمانى است توى وان حمام تنها آب بازى مى كند، وقتى پدرش صداى او را مى شنود پشت در حمام به حرفهاى پسرك گوش مى دهد. كوليا با دوش حمام به مادر بزرگ اش زنگ زده:

+ما اومديم ببينيم ات، تو خواب بودى، چرا بيدار نمى شى

صحنه فوق العاده اثر گذارى ست كه همدلى بيننده و لوكاس را بر مى انگيزد و مراقبت همراه محبت بعد از اين لحظه شروع و تداوم مى يابد.

اخرين صحنه بى نظير، صحنه بازسازى مراسم تدفين توسط كوليا در خانه ناپدرى و با استفاده از اسباب بازى هايى است كه ناپدرى برايش درست كرده است.

فيلم  KOLYA را ببينيد و لذت جهان را عايد خود كنيد.

 

عارفه منجم

درودها

 

 /Movie: #kolja
Director: #Jan_Svěrák
1997
Awards: Academy Award for Best Foreign Language Film

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی