امروز

جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۳۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

چگونه شور و عواطف می تواند شیئت بیابد. چه کیفیتی در چیزها نوع خاصی از عواطف را برمی انگیزند. یک شیئ عاطفی چگونه چیزیست؟

این واژه اولین بار توسط بنیان گذار روانکاوی یعنی زیگموند فروید استفاده شد و به چیزی اشاره داشت که وظیفه آن ارضا غرایز بود. برای مثال مادری که نیازهای اولیه کودک را برآورده میکند برای کودک در نقش یک آبجکت است. که البته بعد ها معنای وسیع تری پیدا کرد.

روانشناسی به نام هارلو در طی آزمایشی یک میمون سیمی و یک میمون پارچه ای ساخت و چند بچه میمون را در کنار این دو میمون ساختگی نهاد. میمون سیمی قادر بود به بچه میمون ها شیر بدهد و بدین وسیله غریزه گرسنگی آنها را ارضا کند اما میمون پارچه ایی این توان را نداشت.

پس از چندی هارلو مشاهده کرد که میمون ها پس از آنکه از مادر سیمی شیر خوردند به مادر گرم و نرم پارچه ایی میچسبند. این آزمایش در واقع نشان داد که آبجکت ها که در واقع همان میمون سیمی و پارچه ایی بودند کارشان فقط ارضا غرایز نیست بلکه یک آبجکت خوب باید بتواند یک فضای امن و گرم را فراهم آورد ( مانند میمون پارچه ایی) تا بتواند وظیفه خود را به درستی انجام دهد.  میمون ها به محض آنکه احساس خطر میکردند به میمونی که شیر میداد نمی چسبیدند بلکه به سمت میمون پارچه ایی میرفتند.

برای مثال اگر شما به یک بچه انسان از بدو تولد شیر بدهید و او را تغذیه کنید او بزرگ خواهد شد ولی هیچ شخصی به نام احمد، علی، مهسا، پری که شما هستید به وجود نخواهد آمد!! فردی با ۵۰ کیلو گوشت ولی بدون داشتن هویت و شخصیت خاصی.

همه ما بازنمایی های ذهنی از ابژه هایی داریم که حالا خوب یا بد، محروم کننده،ناکام کننده و یا تنبیه کننده هستیم و بار عاطفی است که یونیت Object relation  و بازنمایی ابژه را به هم پیوند می دهد.

 

  • ابژه انتقالی – Transational Object

همه ی ما در دوران کودکی آبجکت هایی داشته ایم که بعضی آنها فقط مانند میمون سیمی شیر داده اند و بعضی هم توانسته اند علاوه بر تغذیه مانند میمون پارچه ایی برای ما فضای امنی به وجود بیاورند. مجموع روابط ما با این آبجکت ها است که خود ما را به وجود می آورند. به این ابژه ها ابژه های انتقالی می گویند.

معمولا وقتی که مادر نیست کودک نیاز دارد یک بازنمایی از مادر داشته باشد و به کمک این بازنمایی ذهنی یک محیط امن ذهنی برای خود ایجاد می نماید. حتما یادتان هست که در کودکی پتو یا خرس و شیشه شیر و یا عروسک دیگری داشتید که یک نوع دلبستگی و وابستگی به آنها داشتید. سعی داشتیم که تمام توانمندی های مادر را به آن شیء projection کنیم و فکر می کردیم که آن شیء می تواند از ما در غیاب مادر مراقبت نماید.

پس داستان و فلسفه ابژه های انتقالی، محافظت از ما در غیاب ابژه های واقعی است. فروید هم در ابتدا تاکیدش روی ناکامی بود و در مرحله دوم تاکیدش بر روی درونی نمودن ابژه  Internalization Object بود. در بزرگسالی هم زمانی که object هایمان را در دنیای واقعی از دست می دهیم بطور کوتاه مدت و موقتی و شاید همیشگی ناچاریم یک تصویری از آن را به درون ببریم برای مثال فیلم گاو داریوش مهرجویی و مش حسن.

 

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی