امروز

سه شنبه, ۳۰ بهمن , ۱۳۹۷

  ساعت

۲۳:۳۲ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

مقاومت ‏Resistance

 

یکی دیگر از اصول رواندرمانگری تحلیلی مربوط به خواسته بیمار بر مقاومت در مقابل تلاش درمانگر برای ایجاد بینش و تغییر ‏یعنی تلاش برای حفظ وضع موجود است. فروید (۱۹۱۲-۱۹۵۸) در نخستین مقالات تئوریک خود این نیروهای متقابل قدرتمند ‏را چنین توصیف کرد : « مقاومت، قدم به قدم، درمان را همراهی می کند. هر ارتباط منفرد و هر رفتار بیمار در حین درمان باید ‏نوعی مقاومت تلقی شود و نشانگر یک مصالحه بین نیروهایی در تلاش برای بهبودی با نیروهای مخالف آن است».‏

مقاومت هم مثل انتقال، پدیده ای فراگیر است و می تواند شکل های متفاوتی به خود بگیرد. از جمله تاخیر در وقت قرار، امتناع از ‏مصرف دارو، فراموش کردن توصیه ها و تفسیرهای رواندرمانگر، سکوت در جلسات درمانی، تمرکز بر مسائل غیرمهم در طی ‏جلسات یا فراموش کردن پرداخت حق الزحمه، که اینها فقط تعدادی از این موارد هستند.‏
مقاومت می تواند آگاهانه، نیمه آگاه یا ناخودآگاه باشد. همه انواع مقاومت ها به طور معمول تلاشی برای اجتناب از احساس های ‏ناخوشایند مثل خشم، حس گناه، نفرت، عشق، رقابت، شرم، سوگ، اضطراب یا ترکیبی از بعضی از اینها باشد.‏

مقاومت، از بیمار بودن پشتیبانی می کند. به قول گرینسون، مکانیسم های دفاعی ویژه بیمار برای محافظت در مقابل عواطف ‏ناخوشایندی که طی درمان تحلیلی بروز می کنند، طراحی شده اند. در حقیقت، مقاومت را می توان دفاعیات بیمار دانست که ‏حین درمان روانکاوانه خود را نشان می دهند.‏
تفاوت بین مقاومت ها و مکانیسم های دفاعی آن است که اولی را می توان حل کرد در حالی که دومی را باید تحلیل و تفسیر کرد. ‏نیروی دفاع یا مقاومت لزوماً متناسب با نیروی تکانه زیربنایی آن نیست.‏

از روان تحلیلگران انتظار می رود که برای درمان، با مقاومت رویارویی کنند و آن را به عنوان پدیده ای از روند درمان و بخشی از ‏فرایند آن به حساب آورد. معمولا رواندرمانگر کنجکاو است که بداند این مقاومت در حفاظت از کدام موقعیت فعلی بازسازی شده، ‏عمل می کند.‏
با وجودی که مقاومت دلالت برمانعی برسر راه درمان است که می باید برطرف شود، در معنای وسیع تر، فهم آن در اکثر مواقع، ‏خود بخشی از درمان است. ‏
تمایل فروید برآن بود که مقاومت را به عنوان ابزاری در دو پدیده متفاوت به کارببرد :‏

‏۱)‏ توقفی در تداعی آزاد بیمار
‏۲)‏ ‏ افشای روابط ابژه ذهنی مهمی از گذشته بیمار که به لحظه کنونی و به درمانگر انتقال یافته است.‏

شیوه مقاومت بیمار احتمالاً بازآفرینی یک رابطه پیشین است که به نوعی روابط کنونی او را تحت تاثیر قرار داده است. بیمارانی ‏که کودکی خود را با نافرمانی مقابل والدین خود طی کرده اند، ممکن است ناخودآگاه خود را درمقابله با رواندرمانگر و سایر افرادی ‏که در موضع قدرت هستند بیابند. ‏

 

درودها‎ ‎

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی