امروز

شنبه, ۲۹ دی , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۰:۴۸ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

  • تفاوت های نظری فروید، هارتمن، یاکوبسن و کوهات در تبیین مفهوم نارسیسیزم

 

هاینتس کوهات : روانشناسی خود و نارسیسیزم، قبل از پرداختن به دیدگاه کوهات نظری کوتاه به تبیین فروید و دیگر نظریه پردازان خواهیم داشت. فروید  (۱۹۵۷) نارسیسیزم را برحسب مدل سائق و لیبیدو توصیف کرد. بر این اساس نارسیسیزم عبارت است از انقطاع انرژی غریزی از موضوع های بیرونی و سرمایه گذاری لیبیدوئی بر ایگو. یعنی فرد قادر به عشق ورزی و برقراری ارتباط با دیگران نیست و مجذوب خود شده است. در نتیجه از دید روان کاوی سنتی افراد مبتلا به اختلالات نارسیسیزم غیر قابل تحلیل و درمان ناپذیرند، زیرا از سرمایه گذاری روانی در یک ارتباط، مخصوصا ارتباط درمانی ناتوان هستند.

 

پس از دید فروید، تمامی انرژی و توجه فرد بر خود متمرکز است و نسبت به هر آن چه بیرون وی رخ می دهد بی تفاوت است و اساساً ماهیت مرضی دارد البته نارسیسیزم اولیه منظور نیست. می دانیم که در نارسیسیزم اولیه، ایگو در اوایل کودکی احساس توانایی مطلق می کند اما با رشد ایگو با نیروگذاری روانی بر موضوع ها به عشق ابژه ای object love روی می آورد. وی نارسیسیزم را سرمایه گذاری لیبیدوئی بر بازنمایی خود دانست.

 

هاینتس هارتمن (۱۹۶۴) نارسیسیزم بهنجار را سرمایه گذاری لیبیدوئی بر «خود» می داند. هارتمن همچنان در نظریات خود مدل سائق محور را حفظ نمود اما با معرفی مفهوم «خود» مشکلات مفهومی بیشتری را دامن زد. ادیث یاکوبسن (۱۹۶۴) با توجه به نظر هارتمن نارسیسیزم را سرمایه گذاری لیبیدوئی بر بازمکایی خود دانست.

 

تجربه نارسیسیزم

هاینتس کوهات تعریف هارتمن را با تغییر مفهوم لیبیدو دگرگون ساخت. نارسیسیزم را نه به واسطۀ «هدف» سرمایه گذاری لیبیدوئی که به واسطۀ «ماهیت» یا کیفیت نیروی غریزی یا لیبیدوئی قابل تعریف دانست. بزرگ نمایی خود و آرمانی سازی دو مشخصه عمدۀ لیبیدوی نارسیستیک است.

بعد از سال ۱۹۷۷ دیگر هاینتس کوهات سخنی از لیبیدو به میان نیاورد به نظر او کسی که لیبیدوی نارسیستیک خود را بر دیگران سرمایه گذاری می کند، آنها را به شیوه ای نارسیستیک یعنی به عنوان موضوع های خود تجربه می کند. موضوع خود، فرد یا شیئی است که به ارضای نیازهای «خود» یاری می رساند و از خود شخص قابل تفکیک نیست.

این افراد در خیال خود چنان بر دیگران تسلط دارند که بزرگسالی بر بدن خود دارد. تبیین این مساله با نظر هاینتس کوهات به راحتی قابل تبیین است که چرا افراد نارسیستیک که از موضوع های موجود در جهان بیرون قطع توجه نکرده اند، نسبت به توانایی های درونی خود بی اطمینان هستند و در نتیجه بشدت به دیگران وابسته اند. هاینتس کوهات نارسیسیزم مسیر رشد منحصر بفردی دارد، به گونه ای که هیچ شخصی در نهایت از موضوع های خود بی نیاز نخواهد بود. همه انسان ها در سراسر زندگی خود به محیطی سرشار از موضوع های خود نیازمندند موضوع هایی که به گونه ای همدلانه پاسخ می دهند و افراد تنها از این طریق می توانند کارکردی بهنجار داشته باشند.

نارسیسیزم در سراسر زندگی ادامه دارد و به اشکال مختلف تغییر شکل می یابد. نارسیسیزم سالم در دوران بزرگسالی در قالب رفتارهایی چون خلاقیت، شوخ طبعی و همدلی بروز می کند. از دید کوهات تعامل میان خودنارسیستیک یا خود بزرگ پندار – نمایشگر، ایگو و سوپرایگو به همران آرمان های درونی شده آن ویژگی های شخصیتی افراد را تعیین می کند.

 

عارفه منجم/درودها

 


منابع استفاده شده در متن:

  • درآمدی بر روابط موضوعی و روان شناسی خود – مایکل سنت کلر، علیرضا طهماسب (مترجم) – نشر نشر نی
  • کتاب تحقق بخشی خود: درمان روان تحلیلی مبتنی بر رویکرد روابط ابژه اثر فرانک ل. سامرز، سمانه غفوری، محمود دهقانی
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی