امروز

جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۳۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

عاطفه چیست؟ آیا عاطفه با احساس تفاوت دارد؟

آیا عواطف بازدارنده هستند یا فعال ساز؟ انطباقی یا غیر انطباقی هستند؟

به طور خلاصه آن چه در مطالب گذشته بیان شد به این نتیجه رسیدیم که اگر چه در مقایسه با تجربه عاطفه، عموماَ شناخت (فکر)، توجه بیشتری را دریافت کرده و مدل روان پویشی ISTDP بر عاطفه متمرکز است:

– عاطفه، سیستم اولیه برای انگیزش و برای تغییر است
– پیوندهای عاطفی، می توانند یادزدایی و از نو مجددا آموخته شوند.

– عاطفه همیشه هشیارانه نیست و به آسانی قابل دسترسی نمی باشد.
– مواجهه با عاطفه و تحمل آن دشوار است بنابراین رویکرد غیرنظام مند در این مورد می تواند به بیراهه رود.

– در فرایند تکامل، عاطفه قبل از شناخت پدیدار شده و اغلب قبل از شناخت و به طرز جداگانه ای پردازش می گردد.
– در مسیر رشد و تحول نوزاد، عاطفه پیش از شناخت پدیدار می گردد.

می دانیم که هیجان ها نامرئی و غیرملموس هستند و برچسب زدن به آنها دشوار است. در تمامی زبان ها در مورد هیجان همسانی ضعیفی وجود دارد.
عاطفه را می توان مجموعه ای ذاتی از پاسخ های روان شناختی، بدنی/جسمانی، چهره ای و هورمونی است که ما را برمی انگیزد و ما را به طرف رفتاری سوق می دهد.

 

  • تعریف عاطفه
    عواطف شامل علایق، لذت، خشم، غم، ترس، شرم و تحقیر هستند. این برچسب های عاطفی، ماهیت های مجزایی ندارند بلکه گروه های متفاوتی از احساس ها هستند.
    مثلا احساس ترس، دربرگیرنده طیفی از پاسخ های نگرانی، اضطراب یا وحشت است. یا خشم دربرگیرنده پاسخ هایی مانند بی قراری، تهییج، قاطعیت یا خشم شدید است. بسیاری از مولفان بر تمایز عناوین هیجانی تاکید نمودند افرادی چون، تامکینس، باش، داماسیو، بریجدا، لازاروس، اوتلی و جنکینس و واتسون و کلارک.

 

  • تعریف احساس
    احساس معمولا یک تعریف رسمی ندارد و بسیاری از نظریه پردازان احساس را برای تجربه هشیار هیجان یا عاطفه به کار می برند. در درمان معمولا درمانگر مکررا احساس های خارح از آگاهی هشیار بیمار را شناسایی می کند.
    پس فعل احساس کردن، معنای گسترده تری دارد زیرا افراد هم می توانند احساس های خود را احساس کنند و هم می توانند حس های دیگر را نیز احساس کنند مثل حس های بیرونی مانند، بافت و حرکت در فضا. پس احساس در مقایسه با عاطفه و هیجان کاربرد گسترده تری دارد.

 

  • عواطف بنیادی
    عواطف بنیادی ما شامل: تاسف، خشم، لذت، ترس است (استفاده از عناوین: ناراحت، عصبانی، خشنود و ترسیده هم متداول است).
    گروه دیگر عواطف که بیشتر مورد توافق هستند: برانگیختگی، شرم، تحقیر/تنفر، همدلی/مراقبت است هر کدام از عواطف یک خانواده از احساس های مرتبط را بازنمایی می نمایند.

 

 

  • مطالب مرتبط 

 

 

 

  • عواطف فعال ساز و عواطف بازدارنده
    در کار بالینی زمانی که تغییر رفتار کانون عمده است تمیز دو گروه از عواطف مفید می باشد. عواطف فعال ساز معمولا انرژی زا هستند و ما را به سمت یک کنش سوق می دهند. این عواطف معمولا با رویارویی بجای اجتناب، پذیرش بجای خاموشی و حرکت به جای سکون را در ما برمی انگیزانند. این عواطف ممکن است انطباقی یا غیر انطباقی مورد استفاده قرار گیرد.

 

عواطف بازدارنده معمولا ما را به سمت توقف عمل، عقب نشینی به جای پیشروی و انقباض به جای انبساط سوق می دهند. عواطف بازدارنده پاسخ های ما را تعدیل می کنند و زمانی که در حد متوسط از آنها استفاده می کنیم می توانند بینهایت مفید باشند. اما زمانی که بسیار کم یا بسیار زیاد از آنها استفاده شود منجر به بروز آسیب شناسی خواهد شد.
عواطف بازنداره شامل: اضطراب/هراس، شرم/تحقیر، گناه، درد/رنج هیجانی، بی احترامی/تنفر می باشد. به مرور بیشتر به آنها و جنبه های انطباقی و غیر انطباقی عواطف خواهیم پرداخت.

 

با احترام؛ عارفه منجم

 

 

برگرفته از کتاب : Treating Affect Phobia
– مک کالو، کان، اندروز، کاپلان، ولف و هورلی (۲۰۰۳)

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی