امروز

جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۳۸ بعد از ظهر

سایز متن   /

عناصر مهم در فرم بخشیدن به شخصیت: لوح ژنتیکی، تجربیات عاطفی-حسی-ارتباطی، ذهن

سفر زندگی که در تولد آغاز و در مرگ پایان می پذیرد، فرصتی است محدود برای تحقق بخشیدن به «خویشتن یگانه» و بی همتای هر فرد. اینکه تجربیات اولیه کودک به او فرصت تحقق این «خویشتن ویژه» را می دهد و یا او را به بیراهه ای بنام «خویشتن کاذب» می کشاند یا نه شاید از موضوعات بسیار مهم در روانشناسی امروز است.

تا قبل از سال های 1980 بیشتر مطالعات بر محور این باور دور میزد که شخصیت انسان در پنج سال اول عمر شکل می گیرد و این سازمان نسبتاً ثابت تا پایان عمر همراه اوست. اما مطالعات سه دهه ی اخیر در این باور تجدید نظر جدی کرده است. تحقیقات عصب شناسی رفتار، نقش تجربیات تصحیحی مانند روان درمانی و ارتباطات توأم با هم حسی را در سامان بخشیدن های نوین میان ارتباطات سلول های مغزی و لذا تغییر رفتار را اثبات کرده است (مطالعات دانیل سی گال – الن شور، و دیانا فوشه).

لذا علم رفتار شناسی و روان شناختی امروز بر سه عامل تفاوت های فردی که انسان با آن به دنیا می آید یا همان لوح ژنتیکی از یکسو، کیفیت تجربیات عاطفی-حسی-ارتباطی کودک با محیط خود از دیگر سو تأکید دارد. و علاوه بر این دو عامل به عنصر دیگری بنام ذهن که از تعامل و داد و ستد دو عنصر اولیه بوجود می آید، ولی خود نیز بصورت عنصر مهمی در فرم بخشیدن به هیأت روانی انسان و رفتارهای او در می آید، توجه دارد.

در مورد لوح ژنتیکی که انسان با آن بدنیا می آید و استعداد بالقوه ای را تحویل یک محیط اولیه (درون رحم)، محیط ثانویه (خانواده و فرهنگ و اجتماع) می دهد، دانش امروز حتی با دو دهه ی قبل نیز قابل مقایسه نیست. مهندسی ژنتیک راه مطالعه ی بسیاری از اختلالات ژنتیکی دوران اولیه جنینی را هموار کرده، ولی هنوز جز در یکی دو مورد، پیش بینی بافت روانی و رفتاری انسان قبل از تولد او مقدور نیست.

در مورد ویژگی های جسمی که به ارث می رسد، کسی تردید ندارد، ولی کسی گمان نمی کند که سبک و نوع رفتاری نیز موروثی باشد. در سی سال گذشته، مطالعات دنباله داری در مورد خلق و خو، خوش اخلاقی و بد اخلاقی و غیره صورت گرفته است که معروف ترین آنها « اِستلاچسِ» و «الکساندر توماس» و می باشند. آنها بطور خلاصه به این نتیجه رسیدند که در این زمینه های ارثی بین بچه ها تفاوت هست.

تفاوت های ارثی در کودکان

1- میزان فعالیت (پُر تحرک یا آرام).
2- آهنگ بیولوژیک بدن (منظم و قابل پیش بینی یا بی نظم و متغیر).

3- انطباق پذیری با تغییرات در زندگی کودک (بعضی ها راحت عادت می کنند بعضی ها خیلی سخت می گیرند).
4- نزدیکی یا دوری از منبع تحریک (مثلاً سمت صدا می روند یا فرار می کنند).

5- آستان پاسخ دهی به محرک (سریع و به شدت پاسخ می دهد یا کند است و با تأخیر).
6-کیفیت مثبت یا منفی در برخورد با اتفاقات (زود گریه می کند یا هیجان مثبت تجربه می کند).

7- پرت شدن حواس (زود می شود حواسش را پرت کرد یا ول نمی کند و پی گیری می کند).
8- شدت واکنش (متوسط – کم – شدید).

9- مدت زمان توجه و حضور (طولانی – کم).

بر اساس این ویژگی ها سه تیپ کودک شناسائی شد: کودکان سازگار – کودکان دیر جوش – کودکان مشکل. بدین ترتیب، مشاهده می کنیم که ژنها فقط در ظاهر وجود ما تأثیر ندارند، بلکه پیش زمینه ای نیز برای رفتار در ما بوجود می آورند.

این استعداد روانی از اولین ساعات تولد با محیط به داد و ستد می پردازد و کار پرورش آغاز می شود. پرورشی که اگر چه اصول کلی بر آن حکومت می کند، ولی باید با این کودک بخصوص تنظیم شود. پرورش «لباس تک اندازه ای» نیست که باید به تن هر کودک اندازه باشد، بلکه باید با این موجود ویژه تناسب پیدا کند. و هنر فرزند پروری یعنی پیدا کردن این تناسب.

عارفه منجم
درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی