امروز

سه شنبه, ۳۰ بهمن , ۱۳۹۷

  ساعت

۲۳:۲۴ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

شناخت درمانی : ارائه تکلیف به مراجع جهت تمایز فکر از واقعیت

 

تمایز فکر از واقعیت

 

اغلب وقتی عصبانی یا افسرده هستیم، به گونه ای با افکارمان برخورد می کنیم که انگار واقعیت دارند. ممکن است در تعامل با دیوید، این فکر به ذهنم خطور کند که “آدم خودخواهی است. ممکن است فکر کنم کاملا حق با من است، اما احتمال دارد اشتباه فکر کنم. وقتی که مضطرب هستم، ممکن است این فکر به ذهنم برسد من مطمئنم که در ارائه مقاله کاملا ضعیف عمل خواهم کرد. این فکر می تواند درست یا غلط باشد. می توانم فکر کنم یا باور داشته باشم که یک زرافه هستم، اما این فکر بدین معنا نیست که من واقعا یک زرافه هستم. چون من به گونه ای خاصی می اندیشم، اصلا بدین معنا نیست که افکار من واقعا درست باشند.

 

افکار ما، فرضیه ها، توصیف ها، دیدگاه ها، حدس هایی هستند که ما درباره یک پدیده داریم. غلط بودن یا صحیح بودنشان می تواند ثابت شود. بیماران نیاز دارند یاد بگیرند افکارشان را بشناسند و سپس آنها را با واقعیت تطبیق دهند.

 

 

تکنیک ABC

 

برای تمایز افکار، احساسها و واقعیت ها، درمانگران می توانند از تکنیک A_B_C استفاده کنند. در این تکنیک، بیماران فرصت پیدا می کنند که یاد بگیرند چگونه یک واقعه فعال ساز یکسان می تواند منجر به باورها، افکار و احساس ها و رفتار های متفاوتی شود. اگر من معتقد باشم که در امتحان به هیچ وجه خوب عمل نخواهم کرد (فکر من) ممکن است طبق همین فکر، احساس ناامیدی کنم و حال و حوصله مطالعه نداشته باشم(رفتار من). از سوی دیگر، اگر معتقد باشم که می توانم نمره خوبی بگیرم، ممکن است احساس امیدواری کنم و برای امتحان آماده شوم.

 

نکته جالب در این مثال این است که فکر او لیه من ( در امتحان به هیچ وجه خوب عمل نخواهم نکرد”) منجر به رفتار ناسازگار آماده شدن برای امتحان می شود که در واقع نوعی پیش گویی خودکامبخش است و به خاطر همین فکر و رفتار، در امتحان نتیجه خوبی نمی گیرم.

 

بسیاری از افرادی که افسرده، مضطرب یا عصبانی می شوند، با افکارشان به گونه ای برخورد می کنند که انگار واقعیت دارند، یعنی فکرشان را با واقعیت یکسان می انگارند.

در شکل ۲-۱ چند مثال ارائه شده است که نشان می دهد یک واقعه فعال ساز یکسان می تواند به افکار، احساس ها و رفتارهای متفاوتی منجر شود.

 

 

 

شکل ۳-۱ به اهمیت تمایز فکر منفی از واقعیت های احتمالی می پردازد.

 

 

در اینجا از بیمار می خواهیم که تصور کند فکری منفی (مثل “برای امتحان آماده نیستم) در ذهنش فعال شده است. سپس او را تشویق می کنیم که به سایر واقعیت های احتمالی بیندیشد و آنها را در ستون سمت چپ بنویسد. فکر اولیه، یک باور است. سایر واقعیت های احتمالی نیز می توانند به عنوان باور مطرح شوند.

 

می توانیم چنین سؤالاتی از بیمار بپرسیم: “آیا ممکن است افکار شما تنها واقعیت موجود نباشند؟ آیا تمام جوانب موضوع را در نظر گرفتید؟ آیا به این موضوع، فقط از دیدگاه خودتان نگاه کردید؟ آیا ممکن است واقعیت های دیگری وجود داشته باشد که به آنها توجه نکردید؟” افکار و واقعیت ها با یکدیگر برابر و مساوی نیستند.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی