امروز

شنبه, ۲۹ دی , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۰:۴۵ قبل از ظهر

سایز متن   /

در سالای اخیر شاهد جهان‌بینی “تفکر مثبت” بودم که در مورد آدمایی که در شرایط ناجور بودن مطرح میشه. مثلا با این پیام که: اشکال نداره که اخراج بشی، در اصل این چیز خوبیه، و یک فرصت برای رشده که وقتی ازش خارج بشی آدم بهتر و قویتری خواهی بود و اگه میخوای پیشرفت کنی باید روی نگرشت کار کنی برای اینکه در دنیای امروز فاکتور کلیدی برای گرفتن یک کار نه داشتن دانش و مهارت و تجربه است، که داشتن نگرش مثبته. طرف توی بدترین شرایط زندگیشه، بهش میگن چیزی نیست، فقط لبخند بزن و باهاش کنار بیا. هر کار میکنی بکن، فقط شکایت نکن. بعد این الگو رو در جنبه های بیشتر و بیشتری از زندگی آمریکایی دیدم. یه جور خوش بینی و خوشحالی اجباری. یکی از جاهایی که این ایده خیلی شدید دیده میشه در محیط کاری هست.

جایی که بهتون گفته میشه شما در اصل برای اون کاری که عنوان شغلتون تعریف شده اینجا نیستین، شما اینجایین که نشاط رو پخش کنین و باعث بشین آدمای اطرافتون حس راحتی و شادی بکنن تمام روز. ممکنه بگین این یک اشکالی داره و از جنس توهمه.

چیزی که پشت تمام این حرفا هست این ایده است که:
تو میتونی با افکارت، دنیای فیزیکی رو عوض کنی. افکارت نیرویی دارن که چیزهای رو به تو جذب میکنن. تو اگر به اندازه کافی روی داشتن یک میلیون دلار تمرکز کنی، افکارت با نوعی انرژی مغناطیسی اون رو به زندگیت جذب میکنه. بعد این وسط مثل خیلی از توجیحات شبه علمی دیگه، پای فیزیک کوانتوم که هیچ ربطی به قضایا نداره هم باز میشه. اینکه هیچی واقعی نیست، هر جور تو فکر کنی، دنیا هم همونجوریه. اگر تو مثبت فکر کنی، دنیات هم مثبت خواهد بود.

?خب حالا ایراد این نظریات چیه؟ من دو تا مشکل دارم باهاشون:

۱٫ توهم همیشه یک اشتباهه. اگرچه یکی از ایده‌هاشون اینه که “این خوبه که توهم مثبت داشته باشی”. اصلی‌ترین ادعام برای این اشکال، بحران مالی سال ۲۰۰۷ (شروع شده از آمریکا) هست. عوامل اقتصادی زیادی توی اون بحران دخیل بودن اما یکی از عوامل موثر در اون بحران تمایل شدید به تفکر مثبت در فضای کاری و مخصوصا بخش مالی بود. و کسایی رو که تلاش میکردن مشکلات رو مطرح کنن، خفه میکردن یا اخراج میکردن. یک بیخبری امیدوارانه؛ هیچکی حق نداره فکرای بد بکنه، هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد.

۲٫ مورد دیگه که خیلی آزار دهنده است اینه که این “بیرحمانه است!” . این بیرحمانه است که به کسی که یک دنیا مشکل داره بگی “اینا همش تو فکر توست، فقط نگرشت رو عوض کن”. یکی مثال معروف از این “قساوت اخلاقی” که من همیشه تو ذهنم دارم از نویسنده‌ی کتابی به نام “راز” هست. کتابی در مورد اینکه چجوری میتونی هر چیزی رو که میخوای به زندگیت جذب کنی. ازش در مورد سونامی سال ۲۰۰۶ در آسیا سوال شد که چجوری اتفاق افتاده و جواب داده “اون مردم (قربانیان) حتما یه ارتعاشاتی از خودشون به جهان بیرون ارسال کردن که سونامی رو جذب کرده. چیزی جز اونچه که ما خودمون جذبش میکنیم در مورد ما اتفاق نمیفته”

?من نمیخوام تبلیغ تاریکی یا بدبینی یا منفی بودن یا افسردگی رو بکنم برای اینکه اونا هم میتونن توهمی باشن. اینکه همش بگی هر کاری که بکنی حتما منجر به شکست میشه.
پیشنهاد اصولی من “واقعگرایی” هست. اینکه سعی کنیم ببینیم در مورد بخش هایی از دنیا که تهدیدگر یا آسیب رسان هستن چکار میتونیم بکینم. نمیشه گفت که یک واقعیت ایستا و و ثابت در دنیا وجود داره، اما در بعضی موارد میتونیم بهش نزدیک بشیم. باید سعی کنیم اطلاعات بیشتری به دست بیاریم و بر اساس اونا عمل کنیم.
یه مثالش اینه که ما انسان‌ها کاملا در نهادمون هست که گوش به زنگ باشیم. اجدادمون برای بقا نمیتونستن بگن که نگران اون تکون‌های پشت بوته‌ها نباش، احتمالا همه چی روبراهه، اونایی که بقا پیدا کردن کسایی بودن که میگفتن فرار کن! یک پلنگ اونجاست!

از بُعد سیاسی و اجتماعی که نگاه کنین، چه راهی هوشمندانه تر از این، برای سرکوب و خفه کردن انتقادات هست که به مردمی که زیر مشکلات مختلف مثل فقر، بیکاری و غیره دفن شدن، بگین که اینا همش به خاطر نگرششونه. تنها چیزی که باید عوض بشه همونه! برنامه ای که ارائه میشه اینه که فقط لبخند بزن! شکایت نکن. این یک راه معرکه برای کنترل اجتماعی هست.
شوروی سابق هم از این راه استفاده میکرد. این روش توی رژیم های تمامیت خواه خیلی استفاده میشه اما توی آمریکا هم خوب کار میکنه. اینطوری دیگه اختلاف طبقاتی مشکلی نیست چون هر کسی میتونه با فکر کردن به ثروت، پولدار بشه. این ایده تبلیغ میشه که شما میتونین دنیا رو به تنهایی عوض کنین، البته ما این نیرو رو داریم ولی در کنار بقیه. ما میتونیم با کمک هم دنیا رو جای بهتری بکنیم و از رنجهای غیر ضروری به میزان زیادی بکاهیم.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه ها (۲ دیدگاه)

  1. گلشیرازی

    روانشناسی مثبت گرا به جای برجسته کردن و تمرکز برروی نقاط ضعف، برتقویت نقاط مثبت انسانها تاکید دارد و میکوشد باوجود مشکلات موجود در محیط، مانع از ناامیدی افراد برای ادامه زندگی باشد. لذا نباید این رویکرد را توهم مثبت اندیشی نامید.
    از دیگر سو یک خصیصه مهم این رویکرد ، آشتی دادن روانشناسی با معنویت است. این مهم، نیاز ضروری انسان امروزی، خصوصا در جوامع غربی است. به هرحال در تحلیل یک رویکرد نباید نکات مثیت آنرا نادیده کرفت.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی