امروز

جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۳۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

بندورا : نظریه شناختی اجتماعی و یادگیری مشاهده ای
آلبرت بندورا Albert Bandura 

آلبرت بندورا Albert Bandura در آلبرتای شمالی در کانادا متولد شد . او در دانشگاه آیوا تحت تأثیر کنت اسپنس Kenneth Spence از پیروان هال ونیز تأکید عمومی بر تحلیل دقیق مفاهیم و پژوهش های حساب شده آزمایشی قرار گرفت . در خلال این ایام او تحت تأثیر آثار میلر و دالارد هم قرار داشت.

 

  • جنبه های متمایز نظریه شناختی – اجتماعی و فرض های بنیادی:

تأکید بر انسان به عنوان موجودی فعال (دیدگاه عاملی agency؛ به این معنی که انسان از توانایی کنترل کردن ماهیت و کیفیت زندگی خود برخوردار است).
تأکید بر ریشه های اجتماعی رفتار
تأکید بر فرایندهای شناختی (فکری)

تأکید بر رفتار وابسته به موقعیت خاص
تأکید بر تحقیق منظم

تأکید بر یادگیری الگوهای پیچیده رفتار در غیاب پاداش 

شخصیت تعامل رفتار، شناخت (عوامل شخصی) و محیط است

بسیاری از عوامل تأثیرگذار بر زندگی انسان نتیجه رویدادهای غیرمنتظره و پیش بینی نشده هستند.

 انسان از توانایی به کارگیری زبان و نمادهای دیگر برای تنظیم زندگیش برخوردار است.
ویژگی برجسته انسان شکل پذیری است، یعنی توانایی آموختن انواع رفتار (تفاوت بندورا و اسکینر در این است که بندورا بیشتر بر یادگیری جانشینی تأکید دارد. همچنین معتقد است تقویت زمانی تأثیر بیشتری دارد که فرد از رابطه عمل و پیامد آگاه باشد.

 

ساختار: انتظارات و باورها

نظریه شناختی – اجتماعی بر انتظارات افراد از رویدادها و باورهایی که درمورد خود دارند، تأکید دارد. افراد انتظاراتی از رفتار دیگران دارند و پاداش ها و تنبیه هایی را برای رفتار خود در موقعیت های مختلف توقع می کنند. آن ها هم چنین باورهایی در مورد توانایی های خود در حل مسائل و چالش ها در موقعیت های خاص در ذهن خود می پرورانند .

بدیهی است که این باورها ، متضمن فرایندهایی شناختی مانند طبقه بندی موقعیت ها (مثل موقعیت کاری، تفریحی، رسمی، آرام و ترسناک)، پیش بینی آینده و واکنش به آن است. آن چه که باید تأکید شود ویژه بودن موقعیت فرد در ایجاد انتظارات و باورها در اوست؛ یعنی اگرچه افراد ممکن است باورها و انتظاراتی کلی داشته باشند، مانند کنترل درونی و انتظارات تعمیم یافته ای که راتر مطرح می کند، آن چه که مهم تر است، انتظارات و باورهایی است که در موقعیت های ویژه یا گروهی از موقعیت ها شکل می گیرد. وقتی نتوانیم موقعیت ها را از یکدیگر تمیز دهیم، در همه آن ها یک جور رفتار می کنیم .

هیچ جانداری در چنین شرایطی زنده نمی ماند . تمییز بین موقعیت ها به دلیل نیازهایی که ارضاء می کند (مثل گرسنگی، نیاز جنسی، امنیت) برای حیات ضروری است . علاوه بر این به دلیل قابلیت زیاد شناختی، انسان ، تفاوت های بسیار ظریفی بین موقعیت ها قائل می شود . بنابراین یک فرد یک موقعیت را تهدید کننده و دیگری آن را هیجانی و جالب ارزیابی می کند. یک فرد دو موقعیت را مشابه و دیگری آن را از یکدیگر متمایز به حساب می آورد . بدیهی است که رفتار فرد بسته به برداشت او از موقعیت، متفاوت است .براساس نظریه شناختی- شناختی، جوهره اصلی شخصیت در برداشت متفاوت افراد از موقعیت ها و در الگوی رفتاری، که براساس آن برداشت شکل می گیرد، نهفته است .

 

  • تمایز بین موقعیت ها و ثبات شخصیت:

براساس این نظریه، افراد، انتظاراتی از نوع اگر … پس را شکل می دهند: اگر این موقعیت پیش آید، سپس می توانم انتظار داشته باشم که چنین اتفاقی بیفتد. در نتیجه، الگوهای ثابت روابط موقعیت – رفتار شکل می گیرد. تحقیقاتی که گزارش های شخصی را ملاک قرار داده اند، به وضوح از این واقعیت که افراد در انواع موقعیت ها، حالات متفاوت دارند و براساس آن عمل می کنند، حمایت می کند.
برای مثال، ممکن است آزمودنی گزارش کند که در موقعیت خارج از منزل با همسالان احساس آرامش می کند در حالی که با همان گروه در منزل احساس تنیدگی دارد. به طوری که روان شناسان صفات پیشنهاد می کنند در مجموع رفتارهای افراد در موقعیت های مختلف از یکدیگر متفاوت است. ولی سوال اساسی برای نظریه شناختی – اجتماعی این است که آیا افراد را می توان براساس الگوهای مشخص رابطه رفتار – موقعیت توصیف کرد؟

 

 آیا الگوهای رفتاری افراد حتی زمانی که در یک صفت مشترک هستند از یکدیگر متفاوت است؟

یعنی آیا دونفر که در بروز رفتار پرخاشگرانه در یک سطح هستند می توانند در صفتی مانند پرخاشگری هم نمره یکسانی بگیرند، ولی در نشان داد پرخاشگری در موقعیت های مختلف از یکدیگر متفاوت باشند؟ میشل و همکاران او نشان دادند دو نفر که دارای نیمرخ های متفاوتی در پرخاشگری کلامی در موقعیت های مختلف اند هریک از این نفر در درون موقعیت های خاص به صورت یکنواخت و همسان رفتار می کنند در حالی که در موقعیت های مختلف عملکرد متفاوتی داشته اند.

میشل و همکاران او براین عقیده اند که افراد در مورد رابطه بین رفتار و موقعیت، نیمرخ های مشخصی دارند که کارکردهای رفتاری نامیده می شود. براین اساس برخلاف تأکید نظریه صفت بر رفتار پرخاشگرانه در موقعیت های مختلف، نوعی ثبات درونی فردی در الگو و سازمان رفتار وجود دارد که به نظر می رسد به خصوص برای روان شناسی شخصیت در شناخت عملکرد انحصاری افراد بسیار با اهمیت است.

 

منبع مورد استفاده:

Social Learning Theory by Albert Bandura

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی