امروز

جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۳۸ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

مدیریت خشم در جهان کنونی

مدیریت خشم در جهان کنونی و زندگی روزمره مان امان پذیر و اسان است؟ در تاریک‌ترین روزهای جنگ جهانی دوم، گاندی گفت: «باید با نگاهی آرام و مهربان، چشم در چشمِ جهان بدوزیم، هرچند امروز دیدگان دنیا خونین است.» .

این همان جانِ کلام آشیل در نمایش‌نامه‌ی «الاهگان انتقام» است: دنیا عمدتاً بر مدار خشم و تلافی‌جویی چرخیده، اما بگذارید چیز بهتری بیافرینیم، هم در خود و هم در فرهنگ سیاسی‌مان. بیایید از راه و رسم کنونیِ جهان پیروی نکنیم.

احتمالاً در پاسخ به فراخوان گاندی می‌گویند: «چطور چنین کاری ممکن است؟»، یا «چنین کاری بسیار دشوار است. ما در این جهان و اهل آن هستیم»، یا «ما که آدمی بیش نیستیم.» اما چنین پاسخ‌هایی مناسب نیست. اکثر اوقات، بسیاری از چیزها درست از آب در نمی‌آید، اما از تلاش برای بهبود اوضاع باز نمی‌ایستیم، حتی اگر خیلی سخت باشد. فکر نمی‌کنیم که شیوع سرطان دلیل موجهی برای پرهیز از تلاش‌های عظیم پژوهشی‌ درباره‌ی‌ سرطان است.

تصور نمی‌کنیم که دشواری و پیچیدگی ایجاد یک نظامِ اقتصادیِ کارآمد دلیلِ موجهی برای خودداری از اهتمام ورزیدن به این امر باشد. برخی به نشانه‌ی مخالفت خواهند گفت که مهار خشم دشوار است. اما همان‌طور که ویلیام هریس در مؤخره‌ی پژوهش مهمش در باب خشم در فرهنگ یونانی و رُمی می‌گوید، این واقعیت که حتی بهترین مورخان هم ناگزیر مرتکب اشتباهاتی می‌شوند به این معنی نیست که نباید به سختی بکوشند تا از چنین اشتباهاتی بپرهیزند.

این مخالفت حاکی از بی‌اعتنایی و بی‌قیدی است، اما معمولاً به زندگی خود چنین رویکردی نداریم. به نظر ما معقول است که برای پرورش مهارت‌ها و افزایش دانش خود دوازده تا بیست سال به شدت درس بخوانیم. وقتی پدر یا مادر می‌شویم، معمولاً پافشاری می‌کنیم که فرزندان‌مان در مدرسه سخت‌کوش باشند، حتی وقتی دل‌شان نمی‌خواهد.
و به نظر اکثر ما منطقی است که به شدت بکوشیم تا خوب بخوریم و با ورزش به آمادگی جسمانی دست یابیم، هرچند اغلب کاری را که فکر می‌کنیم باید بکنیم، نمی‌کنیم. اگر به سیگار کشیدن ادامه دهیم معمولاً برای تسلی دادن به خود نمی‌گوییم «]ترک سیگار[ خیلی سخت است، من که آدمی بیش نیستم»، بلکه احتمالاً فکر می‌کنیم که باید بیشتر بکوشیم.

مهار کردنِ خشم دشوار است. اما بسیاری از دیگر چیزها در زندگی نیز همین‌طورند. چرا آمریکایی‌های معاصر فکر می‌کنند که برای دست‌یابی به سلامت، دانش، و آمادگی جسمانی باید به شدت کوشید، اما مهار خشم را سزاوار چنین تلاشی نمی‌دانند؟ چرا فکر می‌کنیم که پژوهش‌های پزشکی و اقتصادی سزاوارِ کوششِ سیاسی و همگانیِ ما است، و بیماریِ اجتماعیِ خشم چنین نیست؟

شاید خشم یک خاستگاهِ تکاملی داشته باشد، اما محوریت یافتن آن در جامعه بسیار بیش‌تر از آن که یک امر ذاتی باشد یک برساخته‌ی هنجارهای فرهنگی و تربیت شخصی یا فقدان آن است.

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی